ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

32

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

تيمور قان بود و چاپار پسر شهزاده قايدو . اسامى ايلچيان قان : تماجى از سلدوس و تورچيان از قوم جلاير و مصطفى خواجه از نسل جعفر خواجه . و اسامى ايلچيان چاپار : ايسنتمور از نژاد جلاير و نام اصلى او جعفر ست و اورس بهادر از هزاره قاوغناى ، و اسامى ايلچيان دوا ساربان مانعلى تيمور پسر ابوكان اننده پسر احنفى بر سبيل صلح و صلاح و طريق مودّت و محبّت ، و مصدوقهء حال و خلاصهء مقال آنكه قيد و در اوايل رجب سنهء اثنى و سبعمايهء هلالى به چاغ غازان عادل از مصاف چريك تيمور قان باز - گشته به عرض مرضى مبتلا شد ، و امير حيدر طبيب او را بيست و پنج عدد حبّ اسهال داد . در اسهال دموى به درد شكم در گذشت به حدود قراقورم در مرحلهء فلان باشى . و پسر ميانهء خود اورس را كه خردمند و صاحب راى و كفايت و بهادر و دلاورست ولى عهد و قايم مقام خود كرد . و دوا به سبب كينهء ديرينهء پدر خود براق كه در مكمن سينه داشت خصم خاندان قيدو بود و پادشاهى ازس‌رامتأبى 41 و كاره . چه يقين دانست كه مكر و كيدت مكيدت و غدر و خديعت دوا باوى در نگيرد . بيت و بال وى آمد همه دانش وى * چو روباه را موى و طاوس را پر چاپار پسر مهتر را مىخواست كه ضعيف راى و سخيف خرد و كوتاه انديشه بود تا آن گرگ محتال به روباه بازى كفتاروار به گفتار غرو ( ؟ ) او را با برادران در قيد دام بلا و صيد عنا آورد . به سبب مصلحت خويش و حسب انداقوداييى و سوگندى كه به سابقهء تأكيد يافته بود ، او را از تلاس و ينكى 42 باز خواند و بر سرير الوس قيد و جلوس آرام داد و ديگر برادران و امرا را مطاوعت و انقياد فرمود . دختر قيد و قتلغ چغا معروف تيمور اوهان ( ؟ ) كه به راى و كفايت و هوشمندى و خردمندى و بهادرى و دلاورى از اولاد قيد و مقدّم و ممتاز بود و مكر و مكيدت و غدرو حيلت دوا بر راى او پوشيده و پنهان بمانده ، به دوا چاپار 43 پيغام داد كه خلاف راى پدر و وصاياى